اثرات سيستم اتونوم بر ارگان هاي مختلف بدن

اثرات سيستم اتونوم بر ارگان هاي مختلف بدن :

سيستم سمپاتيک را، سيستم ستيز و گريز))Fight & Flight گويند.اين سيستم در هنگام فعاليت، ورزش، فرار و … فعال مي باشد.با فعالسازي اين سيستم، از انتهاي اعصاب سمپاتيک نوراپي نفرين آزاد مي گردد.آزادسازي نوراپي نفرين باعث تاثير بر قسمت هاي مختلف بدن مي گردد.در هنگام فعاليت مي بايست اکسيژن بيشتري به بدن برسد در نتيجه برونش ها بايد باز شوند.بنابراين نوراپي نفرين با تاثير بر گيرنده هاي ?2 برونش ها،باعث باز شدن برونش ها مي شود.طبيعتا در هنگام ورزش نياز به فعاليت دستگاه گوارش نمي باشد.سيستم سمپاتيک باعث افزايش فعاليت CNS مي گردد) CNS (.)stimulator داروي مقلد سيستم سمپاتيک :)sympathomimetic drugs( دارويي که باعث فعاليت سيستم سمپاتيک شود(

تاثير اين سيستم بر قلب،افزايش ضربان و قدرت انقباضي قلب مي باشد که براي مثال در نارسايي قلبي heart failure و يا در CCU يا ICU در افرادي که دچار شوک شده اند،استفاده مي گردد.

اين سيستم در کبد باعث گلوکوژنوليز مي شود.و در مثانه باعث اتساع مثانه مي گردد. اين سيستم باعث اتساع عروق عضالت اسکلتي مي شود که باعث خونرساني به اين قسمت مي شود.

سيستم پاراسمپاتيک را سيستم Rest & Digest مي نامند.در واقع اين سيستم زماني فعال مي باشد که فرد در حال استراحت مي باشد.که اين سيستم باعث افزايش حرکات و ترشحات دستگاه گوارش، کاهش ضربان و قدرت انقباضي قلب مي شود که اين حالت باعث آرامش و کاهش مصرف انرژي مي شود.اين تاثير ناشي از اثر استيل کولين بر قسمت هاي مختلف بدن مي باشد.زيرا از انتهاي اعصاب پاراسمپاتيک،استيل کولين آزاد مي شود)اعصاب کولينرژيک(.اثر اين سيستم بر برونش ها بر خالف سيستم سمپاتيک، انقباض برونش Bronchoconstriction( يا )Bronchospasm مي باشد.پس براي بازکردن برونش ها از دارو هاي آنتاگونيست سيستم کولينرژيک استفاده مي شود.)براي مثال، داروي Ipratropium که يک اسپري استنشاقي مي باشد(همچنين اين سيستم باعث افزايش ترشحات از غدد اشکي مي شود و بلعکس دارويي که باعث برگشت اين سيستم ) ) reverse شود، باعث خشکي يا کاهش ترشحات مي شود.براي مثال برخي از دارو هايي که آنتاگونيست سيستم پاراسمپاتيک مي باشند و باعث خشکي دهان مي شوند و اين به خاطر تاثيري است که بر روي ترشحات دارد.اين سيستم باعث افزايش اسپاسم عضالت مثانه و خروج ادرار مي شود.

گيرنده اعصاب سمپاتيک در قلب از نوع ?1 مي باشد.گره ي سينوسي-دهليزي))SA در قلب تحت تاثير گيرنده هاي ?1 بيشتر و بعضا ?2 تشديد مي شود))accelerate و بنابراين باعث افزايش ضربان قلب مي شود.و از طرفي ديگر سيستم پاراسمپاتيک در قلب تحت تاثير گيرنده هاي M2 باعث کاهش اين ضربان مي شود. همچنين قدرت انقباضي )contractility( تحت تاثير گيرنده هاي ?1 بيشتر و بعضا ?2 افزايش مي يابد و توسط گيرنده هاي پاراسمپاتيک M2 کاهش پيدا مي کند.عمده ي گيرنده هاي ?1 بر روي عروق مي باشند که سيستم سمپاتيک با تاثير بر اين گيرنده باعث انقباض عروق )vasoconstriction( مي شود. عروق سطحي و احشايي تحت تاثير گيرنده ها دچار انقباض شده وباعث افزايش فشار خون مي شود.

بديهي است که عروق عضالت اسکلتي نيز بايد تحت تاثير گيرنده هاي ?2 قرار داشته باشند و تا يک حدي نيز باعث کاهش فشار خون مي شوند. سيستم پاراسمپاتيک به طور مستقيم روي اندوتليوم گيرنده ندارد و با آزاد کردن نيتريک اکسيد تاثير مي گذارد.نيتريک اکسيد براي اولين بار از اندوتليوم منشا گرفته شد به )Endothelium Derived Relaxing Factor(EDRF معروف است.بنابراين پاراسمپاتيک با آزادسازي EDRF باعث اتساع عروق مي شود.سيستم سمپاتيک با تاثير بر گيرنده هاي ?2 باعث اتساع برونش ) مثال ) Salbutamol وسيستم پاراسمپاتيک با تاثير بر گيرنده هاي M3 باعث انقباض برونش ها مي شود.بنابراين آنتاگونيست گيرنده هاي Atropine( M3 يا )Ipratropium براي درمان آسم استفاده مي گردد.بنابراين براي انقباض برونش ها بايد از آگونيست ?2 استفاده نمود.

فردي که دچار دل درد،دل پيچه و کرامپ دستگاه گوارش داشته باشد،از داروي آنتاگونيست پاراسمپاتيک )Anti-Adrenergic( مثل هيوسين استفاده مي شود.اگر سيستم پاراسمپاتيک خيلي تحريک شود در نهايت منجر به اسپاسم،دل درد و دل پيچه مي شود.

سيستم سمپاتيک با تاثير بر عضالت صاف Pilomotor پوست، باعث انقباض عضله ي راست کننده ي مو مي شود و به همين دليل شاهد راست شدن موها در هنگام ترس و استرس اتفاق مي افتد.غدد عرق تحت تاثيرسيستم سمپاتيک با آزادسازي استيل کولين )استثناي سيستم سمپاتيک در غدد عرق( و تاثير بر گيرنده هاي M باعث افزايش تعريق مي شود.اين سيستم بيشتر با تاثير بر گيرنده هاي ?2 در کبد، باعث گلوکونئوژنز و گليکوژنوليز مي شود. اين سيستم باتاثير بر گيرنده هاي ?3 باعث ليپوليزمي شود. سمپاتيک با تاثير بر گيرنده هاي ?1 واقع در عضالت شعاعي )radial( چشم باعث باز شدن مردمک چشم مي شود و پاراسمپاتيک باتاثير بر عضالت circular باعث تنگ شدن مردمک مي شود.بنابراين براي معاينه ي شبکيه از داروهاي آنتاگونيست پاراسمپاتيک ) آنتي کولينرژيک ( استفاده مي کنيم ) قطره ي آتروپين (.سمپاتيک با اثر بر عضالت مژگاني )ciliary( باعث افزايش ترشح مايع زالليه مي شود.بنابراين مي توان از داروهاي آنتاگونيست گيرنده هاي ? مثل قطره ي تيمولول براي درمان گلوکوم استفاده نمود.

جايگاه اثر دارو هاي سيستم اتونوم:

1. تاثير بر گانگليون ها،مکان هايي که سيناپس وجود دارد.

2. تاثير بر پايانه هاي بعد از گانگليون )Postganglionic nerve terminals( .3عوامل اجرايي) )Effector cell receptors

4. فرايند ذخيره سازي، آزادسازي و اتمام عملکرد انتقال دهنده هاي عصبي) Transmitter )synthesis, storage, release, termination براي مثال سم بوتوليسم در سيستم کولينرژيک،باعث جلوگيري از آزاد شدن انتقال دهنده ي عصبي مي گردد و يا داروي Reserpine )استفاده در فشار خون( در سمپاتيک باعث جلوگيري از ورود دوپامين به داخل وزيکول مي گردد.

برخي از سموم با اثر بر کانال هاي مختلف، بدن راتحت تاثير قرار مي دهند.براي مثال داروي ليدوکايين با تاثير بر کانال هاي سديمي و بلوکه کردن آنها، باعث مهار انتقال عصبي )Impulse( و درد مي گردد.يا سم تتراتوکسين که از يک نوع ماهي بدست مي آيد، نيز باعث بلوکه کردن کانال هاي سديمي در آکسون اعصاب مي گردد که باعث فلج آن موجود مي شود.

برخي داروها بر سنتز انتقال دهنده هاي عصبي تاثير مي گذارند.براي مثال در سنتز استيل کولين، داروي Hemicholinium باعث جلوگيري از ورود کولين مي شود.) براي توليد استيل کولين، کولين وارد شده مي بايست به استيل کوآ متصل گردد.(

برخي ديگر بر ذخيره سازي انتقال دهنده هاي عصبي تاثير مي گذارند.براي مثال Reserpine باعث جلوگيري از ذخيره ي نوراپي نفرين مي گردد.

 

يکپارچگي عملکرد اتونوم):)Integration of Autonomic Functional

بدين معنا که اين سيستم از يک حدي بيشتر فعال و نيز خيلي مهار نگردد.به همين دليل اين سيستم تحت تاثير فيدبک منفي )negative feedback( مي باشد.اين فيدبک در دو سطح رخ مي دهد:

.1موضعي :)local level(

همانظور در جلسه ي پيش ذکر شد،سيستم سمپاتيک داراي مهارکننده براي خود مي باشد که همان گيرنده هاي ?2 مي باشد.اين گيرنده ها وقتي تحت تاثير نوراپي نفرين قرار مي گيرند از آزاد شدن بيش از حد نور اپي نفرين جلوگيري مي کنند.) فرآيند فيدبک منفي ( همچنين تحريک گيرنده هاي M در سيستم پاراسمپاتيک،باعث کاهش آزاد سازي نوراپي نفرين مي گردد.و يا حضور زياد آنژيوتانسين با اثر بر اعصاب باعث فيدبک مثبت و آزادسازي نوراپي نفرين مي شود.يکي از مشکالت در فشار خون، همين سيستم رنين-آنژيوتانسين مي باشد که در نهايت باعث افزايش فشار خون مي شود که نه تنها با اثر بر انقباض عروق باعث افزايش فشار خون شده بلکه با تاثير بر اعصاب آدرنرژيک باعث آزادسازي نوراپي نفرين شده و باعث بدتر شدن وضع ميشود،حتي اين سيستم با اثر بر قلب باعث remodeling آن مي شود.اگر اين گيرنده ها از نوع گيرنده هاي مشابه سيستم باشند،به آنها Autoreceptor مي گويند.براي مثال در سيستم سمپاتيک، گيرنده ي ?2 به عنوان Autoreceptor عمل مي کند.حال اگر گيرنده از نوعي ديگر باشد، به آن heteroreceptor مي گويند.

.2سيستميک : )System level( براي مثال فعال شدن بارورسپتورها و يا بخش juxta-glomerular در کليه در پاسخ به کاهش فشار خون )homeostatic reflexes(و يا سيستم سمپاتيک باعث افزايش تون وريد ها شده که باعث افزايش فشار خون مي شود وهمچنين باعث افزايش

مقاومت عروق مي شود.بديهي است که بعد از فعاليت بيش از حد سمپاتيک، سيستم پاراسمپاتيک باعث مي شود که اثر بيش از حد سمپاتيک را جبران کند.

دارودرماني:

اولين داروهايي که بر روي ANS تاثير مي گذارند،داروهاي موثر بر پاراسمپاتيک مي باشند که دو دسته مي باشند:

1. تقليد سيستم پاراسمپاتيک که به داروهاي کولينرژيک، Cholinomimetic و يا Parasympathomimetic معروف هستند و باعث تحريک اين سيستم مي شوند.
.2از طرف ديگر داروهاي مهار کننده پاراسمپاتيک به داروهاي آنتي کولينرژيک و يا Parasympatholytic معروف هستند.

دارو هاي کولينرژيک به صورت دو دسته ي دارو هاي مستقيم االثر و داراي اثر غير مستقيم مي باشند.داروهاي مستقيم االثر با اثر بر روي گيرنده هاي موسکاريني و نيکوتين،تاثير مي گذارند که بر اين اساس نيز داروها به دو دسته ي موثر بر گيرنده هاي نيکوتيني و موسکاريني) M1 تا )M5 تقسيم مي شوند. داروهاي داراي اثر غير مستقيم )indirect(، داروهايي هستند که باعث مهار کولين استراز مي شوند که اين خود به نوعي باعث افزايش استيل کولين مي شود. به آگونيست هاي موسکاريني، Parasympathomimetic مي گويند. اين آگونيست ها به صورت non-selective اثر مي کنند و خيلي به صورت انتخابي يکي از گيرنده ها رو مهار نمي کنند و باعث اثر بر اکثر گيرنده ها مي شوند.آگونيست هاي گيرنده هاي نيکوتيني نيز با تاثير بر گيرنده هاي nn و nm خيلي به صورت انتخابي عمل نمي کنند.

داروهاي : Cholinomimetic

کليات اين دارو ها از ديدگاه فارماکولوژي به دو دسته تقسيم مي شوند:

1. از نظر ساختمان شيميايي: از اين نظر، اين مواد يا استر هاي کولين هستند و يا آلکالوئيد مي باشند.استرهاي کولين،همان استيل کولين،متاکولين،بتانکول وکارباکول هستند. آلکالوئيد ها مانند موسکارين که از قارچ موسکاريا بدست مي آيد.اينها دارو هايي هستند که به صورت مستقيم بر روي گيرنده هاي موسکاريني و نيکوتيني تاثير مي گذارند.

نکته: خود استيل کولين خيلي به عنوان دارو استفاده نمي شود زيرا خيلي سريع تحت تاثيرآنزيم کولين استراز از بين مي رود و نيمه عمر پاييني دارد.هدف ايجاد دارويي است که مثل استيل کولين عمل کرده و نيمه عمر بااليي داشته باشد.مثل متاکولين،بتانکول و کارباکول وبراي آلکالوئيد ها هم مانند پيلوکارپين))Pilocarpine، موسکارين، نيکوتين و لوبلين).)Lobeline

استيل کولين هم بر گيرنده هاي نيکوتيني و هم بر گيرنده هاي موسکاريني تاثير مي گذارد.بتانکول بر روي گيرنده هاي موسکاريني ،کارباکول بر روي هردو گيرنده .و داروي وارنيکلين که براي ترک سيگار استفاده مي شود، بر گيرنده هاي نيکوتيني تاثير مي گذارد.

B, both M and N

M, muscarinic

N, nicotinic

داروهاي cholinomimetic در واقع داروهايي هستند که شبيه استيل کولين اثر مي کنند.براي مقايسه اين داروها با استيل کولين مي توان به 3 ديدگاه اشاره نمود:

.1تمايل آنزيم به اين مواد: هرچه تمايل آنزيم به اين مواد بيشتر باشد، اينها زودتر تجزيه شده و داراي نيمه عمر پايينتر مي باشند.بيشترين تمايل را استيل کولين دارا بوده و در نتيجه نيمه عمر آن از بقيه کمتر مي باشد.

.2فعاليت موسکاريني

.3فعاليت نيکوتيني

استيل کولين هم فعاليت موسکاريني و هم فعاليت نيکوتيني دارد.متاکولين بيشتر فعاليت موسکاريني و کمتر فعاليت نيکوتيني دارد.کارباکول هم بيشتر فعاليت موسکاريني و هم نيکوتيني دارد.

 

مکانيسم اثر اين داروها:

وقتي از داروهاي مقلد سيستم پاراسمپاتيک استفاده مي شود) مثل استر هاي کولين ( ، اين دارو ها بر روي گيرنده هاي خود که از G protein couple receptor مي باشند، اثر گذاشته و باعث فعاليت آنها مي شود.اين G protein اغلب از نوع Gq مي باشد که باعث فعال شدن فسفوليپاز C مي شود که اين فسفوليپاز باعث توليد IP3 و دي آسيل گليسرول )DAG( مي گردد که در نتيجه باعث ايجاد اثر مي گردد. DAG مي تواند باعث فسفريالسيون )و فعال شدن( يک سري آنزيم هاي ديگر به نام پروتئين کيناز C گردد که اين پروتئين کيناز باعث فسفريله کردن يکسري از سوبسترا هاي ديگر مي گردد.IP3 باعث افزايش کلسيم درون سلولي مي گردد و در نتيجه باعث انقباض مي گردد.)براي مثال افزايش حرکات دستگاه گوارش تحت تاثير پاراسمپاتيک، ناشي از انقباض عضالت آن توسط آزادسازي کلسيم بوسيله ي IP3 مي باشد.(گيرنده هاي M1، M3 و M5 از نوع Gq بوده و بنابراين منتهي اليه ماجرا DAG و IP3 ميباشد.ولي گيرنده هاي (M2علي الخصوص که در قلب موجود است( و M4 از نوع G (Gi )inhibitory مي باشد.بنابراين باعث کاهش cAMP برخالف سيستم سمپاتيک مي شود که H.R. را کاهش مي دهد.)هر دارويي که cAMP را باال ببرد، H.R. را افزايش مي دهد و بلعکس(

گيرنده هاي نيکوتيني nm( و) nn نوعي

کانال سديمي مي باشند که وقتي تحت تاثير دارو ها باز شود،،باعث عبور سديم ها مي شود که باعث تحريک اعصاب مي گردد.اين گيرنده nm که در neuromuscular junction موجود است و nn که در nerve حضور دارد که به آن )n ganglion( ng هم گويند.در هر صورت اگر گيرنده هاي نيکوتيني تحت تاثير دارو ها فعال شوند، باعث ايجاد پتانسيل پس سيناپسي تحريکي مي گردد) EPSP: )excitatory postsynaptic potential با بازگشايي کانال هاي سديمي تحت تاثير نيکوتين، و ورود سديم به سلول، پتانسل سلول افزايش پيدا کرده که باعث بازگشايي کانالهاي کلسيمي وابسته به ولتاژ شده و ورود کلسيم شده که در عضالت صاف باعث انقباض مي گردد و يا در غدد کلسيم به عنوان فاکتور اصلي در آزاد شدن مي باشد.

آنتاگونيست پاراسمپاتيک با اثر عضله دترسور مثانه باعث احتباس ادرار شده و در بي اختياري ادراري کاربرد دارد.

با تزريق کم يا متوسط دارو هاي مستقيم االثر به داخل رگ، شاهد تاکي کاردي مي باشيم. با تزريق اين داروها و تاثير بر گيرنده هاي M2 قلب يکباره برادي کاردي شديد رخ داده ولي سيستم سمپاتيک وارد عمل شده و برادي کاردي بوجود آمده را جبران مي کند.

وقتي از داروي آگونيست نيکوتين استفاده مي کنيم، چون در گانگليون هم سمپاتيک و هم پاراسمپاتيک وجود دارد، هردو تحت تاثير قرار مي گيرند و اثر نهايي بستگي به غالب بود سمپاتيک يا پاراسمپاتيک در گانگليون دارد.براي مثال قلب، دستگاه گوارش بيشتر تحت تاثير اعصاب پاراسمپاتيک قرار دارد.سيستم عروقي بيشتر تحت تاثير سمپاتيک مي باشد.بنابراين تاثير داروهاي مقلد نيکوتيني به اين بستگي دارد که کدام سيستم عصبي در عضو غالب است.پس اثر اين دارو بر دستگاه گوارش، افزايش حرکات آن و بر روي عروق، افزايش انقباض و در نتيجه افزايش فشار خون مي گردد.همچنين با تزريق اين مواد و اثر بر گيرنده هاي nm که در neuromuscular junction يا neuromuscular endplate وجود دارد باعث انقباض عضالت، فاسيکوالسيون و اسپاسم مي گردد.)اصطالح فاسيکوالسيون براي داروهاي مقلد نيکوتين استفاده مي گردد که اين دارو ها مي توانند باعث يک انقباض خفيف در عضالت شوند(

کاربرد باليني:

دارو هاي مستقيم االثر و آگونيست موسکاريني در گلوکوم)آب سياه(،سندرم شوگرن استفاده مي گردند.هر جا که تون سيستم پاراسمپاتيکي کم شود، مثال بعد از عمل جراحي، فرد دچار آتوني دستگاه گوارش مي شود)گاستروپارزي( که دچار يبوست مي شود و يا دچار آتوني مثانه مي گردد، از اين داروهاي آگونيست پاراسمپاتيک استفاده مي شود.

نيکوتين و وارنيکلين هم به صورت آدامس و هم به صورت چسب براي ترک سيگار، مورد استفاده قرار مي گيرد.

برخي دارو ها با تحريک گيرنده هاي نيکوتيني )مانند سوکسينيل کولين که دو استيل کولين به هم چسبيده مي باشد(، به عنوان شل کننده ي عضالت استفاده ميشود.نکته اين مورد اين است که وقتي سوکسينيل کولين ترشح مي شود، سريع توسط کولين استراز از بين مي رود.واين به صورت مداوم گيرنده هاي نيکوتيني را تحريک مي کند)) continues exposure و در نهايت باعث خستگي سيناپسي شده که اين باعث شل شدن عضله مي شود.پس ابتدا شاه انقباض هاي کوچک )fasciculation( هستيم و سپس شلي عضله رخ خواهد داد.

داروهايي که به صورت غير مستقيم اثر مي کنند، داروهايي هستند که کولين استراز را مهار مي کنند که براي مثال در مياستني گراويس کاربرد دارد)مثل نئوستيگمين(.همچنين اين داروها به عنوان داروهاي پادزهر))Antidote شل کننده ي عضالت هستند)باعث انقباض مي شوند(.و نيز اين داروها در گلوکوم و افراد آلزايمري نيز استفاده دارد.

داروي متاکولين، خيلي کاربرد باليني ندارد و مي توان از آن براي تشخيص آسم استفاده نمود.زيرا متاکولين با اثر بر گيرنده موسکاريني، وضعيت فردي که آسم دارد را بدتر مي کندکه يکي از انديکاسيون هاي تشخيصي مي باشد.

داروي بتانکول براي آتوني دستگاه گوارش و مثانه استفاده مي شود.

داروي کارباکول به صورت قطره چشمي و براي گلوکوم استفاده مي شود.زيرا سيستم پاراسمپاتيک با تاثير بر روي عضالت مژگاني باعث افزايش خروج مايع زالليه از چشم شود، بنابراين هر دارويي که بتواند گيرنده هاي موسکاريني چشم را تحريک کند در درمان گلوکوم مورد استفاده قرار مي گيرد.پيلوکارپين هم در درمان گلوکوم و هم در سندرم شوگرن استفاده مي گردد.

نکته: در بيماري مياستني گراويس، با کاهش تعداد گيرنده ها،سطح استيل کولين در محل افزايش مي يابد و در نتيجه احتمال برخورد دارو با گيرنده ها بيشتر مي شود.

عوارض جانبي):)Side Effects

داروهاي مقلد سيستم پاراسمپاتيک با تحريک گيرنده هاي نيکوتيني مغز باعث CNS stimulation مي شوند و ممکن است باعث تشنج شود.همچنين باعث اسپاسم، ميوز، تطابق چشم، برونکواسپاسم، افزايش حرکات دستگاه گوارش بيش از حد ) اسهال (، تکرر ادرار، افزايش ترشحات غدد در گوارش و عرق و برونش شود و يکي از داروهاي داده شده در حين جراحي، براي اينکه فعاليت دستگاه تنفسي کاهش يابد، آنتاگونيست اين سيستم مي باشد.)براي مثال آتروپين(
باعث اتساع عروقي، برادي کاردي به صورت مقطعي که مي تواند منجر به تاکي کاردي شود)به صورت رفلکسي(.

تمامي اين موارد، مرتبط به گيرنده هاي موسکاريني مي شود.فاسيکوالسيون و فلجي نسبي نيز توسط گيرنده هاي nm نيکوتيني ايجاد مي گردد.

دارو ها بر اساس ساختمان شيميايي به سه دسته تقسيم مي شوند:يکي ساختمان ارگانوفسفره مي باشند،يعني استرهاي اسيد فسفريک هستند.)مثل برخي حشره کش ها، سموم تروريسم مثل سم سارين(وقتي اين سم وارد بدن مي شود باعث مهار کولين استراز شده و افزايش سطح استيل کولين مي شود.براي مثال با افزايش اين ماده در neuromuscular junction باعث continues contraction مي شود.به قدري اين انقباضات متوالي افزايش مي يابد که در نهايت باعث فلجي عضالت شده که در نهايت فرد مي ميرد.)سم ماراتيون و پاراتيون در دفع آفات( تنها داروي موجود،داروي اکوتيوفات مي باشد که به صورت قطره ي چشمي در درمان گلوکوم استفاده مي گردد.)باعث افزايش استيل کولين و تاثير بر گيرنده هاي موسکاريني موجود بر عضالت مژگاني،باعث افزايش خروج زالليه از چشم مي شود و کاهش فشار چشم مي شود.(

دسته ي ديگر کاربومات ها مي باشند که استرهاي کارباميک اسيد هستند.تفاوت اين دسته ها با هم اين است:دسته اول زمانيکه به آنزيم متصل مي شدند، براحتي از آن جدا نمي شوند و باعث مهار آنزيم به صورت تقريبا برگشت ناپذير مي شوند.دسته ي دوم وسوم به عنوان مهارکننده هاي برگشت پذير مي باشند.

? Neostigmine

? Physostigmine

? Pyridostigmine

? Rivastigmine

دسته آخر داراي ساختمان الکل مي باشند مثل داروي Edrophonium

نکته: در تشخيص مياستني گراويس با تجويز داروي Edrophonium ، بيمار خوب مي شود.البته ممکن است در فردي که اين بيماري را ندارد،اين دارو اثر سو داشته باشد.

استفاده هاي باليني:

براي درمان مياستني گراويس، بهتر است از داروهاي غيرمسقيم االثر استفاده نمود که باعث افزايش سطح استيل کولين بشود.مانند neostigmine, pyridostigminوambenonium براي درمان آلزايمر نيز از اين دارو ها استفاده مي گردد.از کاربومات ها مثل Rivastigmineو يا داروي تاکرين استفاده مي شود.زيرا اين داروها باعث افزايش سطح استيل کولين در مغز مي شوند.)يکي از فرضيه هاي ايجاد آلزايمر، کاهش سطح استيل کولين در مغز مي باشد(

در درمان گلوکوم Echothiophate و داروي فيزوستيگمين استفاده مي شود.فيزوستيگمين چون وارد CNS مي شود و باعث عوارض جانبي مي شود، معموال خيلي استفاده ي باليني ندارد و بيشتر به عنوان قطره ي چشم در درمان گلوکوم استفاده مي شود.يکي از استفاده هاي اين داروها در درمان مسموميت با داروهاي شل کننده ي عضالني مانند آتروکوريوم مي باشد.مکانيسم اين دارو و مشتقاتش به صورت آنتاگونيست گيرنده هاي نيکوتيني در neuromuscular junction مي باشد.حال اگر فرد با اين دارو ها overdose کننده بايد از داروهايي استفاده کرد که باعث برگشت اين پديده شود مانند نئوستيگمين و Pyridostigmine يا حتي ambenonium نيز مي توان استفاده نمود. فيزوستيگمين چون وارد CNS مي شود، به عنوان آنتي دوت و درمان مسموميت با آتروپين نيز مطرح مي باشد.

آتروپين، آنتاگونيست گيرنده هاي موسکاريني مي باشد، بنابراين آنتي آدرنرژيک مي باشد.

بحران کولينرژيک، زماني است که فرد داروي کولينرژيک مصرف نموده و با Continues contraction، باعث فلجي مي شود.بنابراين دارويي که در اين مورد استفاده دارد، داروي Edrophonium براي تشخيص اين بحران مي باشد.ريواستيگمين و دووستين در صورت مسموميت با ارگانوفسفره ها، فرآيند aging رخ ميدهد.يعني هرچقدر بيشتر آنزيم ها در معرض ارگانوفسفره ها هستند، پيوند آنها محکم تر مي باشد و ديگر تحت هيچ شرايطي نمي توان آنها درمان نمود و ديگر براي درمان سراغ آن آنزيم نمي رويم.حال با اين رويکرد فرض کنيد مسموميت با پاراتيوون رخ داد.براي درمان اين مشکل مي توان از آتروپين، آنتاگونيست گيرنده هاي موسکاريني استفاده نمود.پس با استفاده از اين آنتاگونيست مي توان فرد را درمان نمود.پس براي درمان اين مسموميت اولين اقدام تجويز آتروپين مي باشد.اين دارو بر گيرنده هاي موسکاريني اثر مي گذارد و اثري بر گيرنده ي نيکوتيني ندارد.پس در اينجا سراغ ماده اي مي رويم که بتوان آنزيم کولين استراز را آزاد کند و بايد از داروهاي regenerator يا احياکننده ي آنزيم که ترکيبات اکسيم هستند مانند .Pralidoximeالبته قبل از رخ دادن فرآيند aging مي بايست از اين دارو استفاده نمود.پس در مسموميت با ارگانوفسفره ها دو داروي آتروپين و Pralidoxime حائز اهميت مي باشد.آتروپين براي reverse کردن اثرات موسکاريني وPralidoxime براي احيا کردن آنزيم استفاده مي شود.

عوارض اين داروها، به دليل اينکه دارو هاي مذکور مقلد سيستم پاراسمپاتيک مي باشند،شامل موارد زير مي باشد:

SSLEBBMUD :

)اسهال(? Diarrhea

)افزايش ادرار(? Urination

??Miosis

??Bronchoconstriction

??Bradycardia

)تحريک عضالت(? Excitation [Skeletal muscle and CNS (convulsions)]

)ترشح اشک(? Lacrimation

)ترشح بزاق( ? Salivation

??Sweating

دارو هاي آنتي کولينرژيک، دودسته هستند که يا گيرنده هاي موسکاريني و يا گيرنده هاي نيکوتيني را مهار مي کنند.مهار کننده هاي گيرنده هاي موسکاريني،اين گيرنده را به صورت برگشت پذير و رقابتي مهار مي کنند.که يا به صورت انتخابي و رقابتي عمل نموده و يک گيرنده ي خاصي را مهار نموده و يا به صورت غير انتخابي عمل مي کنند.دسته ي ديگر آنتي نيکوتيني ها مي باشند. يعني داروهايي که اختصاصا گيرنده هاي نيکوتين را مهار کرده که دوسته اند:مهار کننده ي گيرنده ي نيکوتيني گانگليون ها و يا گيرنده هاي نيکوتيني neuromuscular junction را مهار مي کنند و دسته سوم نيز احيا کننده هاي کولين استراز مي باشند و داروهايي مثل Pralidoxime هستند.

آنتاگونيست گيرنده هاي موسکاريني به دو دسته ي انتخابي و غير انتخابي تقسيم مي گردند که اکثرا به صورت غير انتخابي هستند که همه ي گيرنده هاي M1 تا M5 را معموال مهار مي کند.ولي آنهايي که به صورت انتخابي گيرنده را مهار مي کند يا آنتاگونيست M1 مي باشند مثل داروي Telenzepine و Pirenzepine که هنوز وارد بازار نشده و در مرحله clinical-trial مي باشند و در درمان زخم معده استفاده مي شود و ديگري آنتاگونيست گيرنده هاي M3 در تنفس هستند مثل داروي Ipratropium که در درمان آسم استفاده مي شود.مکانيسم اثر اين دارو ها به صورت آنتاگونيست برگشت پذير گيرنده هاي موسکاريني هستند).)competitive antagonistولي برخي از اين داروها، inverse agonist گيرنده هاي موسکاريني مي باشند.

داروهاي آنتي کولينرژيک :

??Atropine:

سر دسته ي داروهاي آنتي آدرنرژيک، آتروپين مي باشد که از گياهAtropa belladonna گرفته مي شود.

هم به صورت تزريقي، هم به صورت خوراکي و هم به صورت قطره ي چشمي موجود مي باشد.

??(US) or Hyoscine-N-methyl-Br:?Scopolamine ، نام آمريکايي هيوسين مي باشد.

??Clidinium-C:

معموال به صورت دو دارو مي باشد،کليدينيوم که به صورت يک داروي آنتي موسکاريني هست و داروي بعدي، کلر ديازپوکسيد از خانواده ي ديازپام ها استفاده مي شود.دليل استفاده از اين دارو به خاطر امکان نوروژنيک بودن اسپام، دل درد و دل پيچه مي باشد.

??Dicyclomine

??Cyclopentolate

??Propantheline

??Oxybutynin

??Tolterodine

??Darifenacin

??Homatropine

??Tropicamide

بديهي است که يکي از کاربرد ها داروهاي فوق، فعاليت ضد اسپاسم دستگاه گوارش مي باشد.) مثل مصرف دارو هاي Clidinium-C، Dicyclomine ، Hyoscine در اسپاسم ،دل درد و دل پيچه( برخي ديگر از دارو هاي فوق در درمان تکرر ادرار استفاده دارد.)مانند داروي Oxybutynin و يا داروي Tolterodine و يا داروي )Darifenacin برخي از دارو هاي اين دسته نيز به عنوان گشاد کننده ي مردمک اسفاده مي شود.)مثل Homatropine،Atropinو داروي Tropicamide که در معاينات چشم استفاده دارند.(

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *